|
|
|
|
|
گفتوگوی اختصاصی با سمیر جعجع ۲۴ تير ۱۳۸۵ علي منتظري جنگهای داخلی لبنان که از سال 1975 آغاز و هفده سال به طول انجامید، داستانهای مفصلی دارد که بخشی از آنها امنیتی، بخشی از آنها سیاسی و بخش مهمی از آنها نظامی است که البته در تمامی آنها آثار دخالت نیروهای خارجی و از جمله اسرائیل را میتوان مشاهده کرد که عمدتا در قالب پیمانهای نظامی با جریانهای همراه در لبنان شکل مییافته است. شماري از نيروهاي ایران نیز در سال 1361 برابر با 1982 در قالب نیروهای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لبنان حضور یافتند. آنان درصدد بودند تا با حمایت از نیروهای ملی ـ مذهبی لبنان، صفی متحد و مستحکم در برابر اسرائیل ایجاد کنند و هرگز قصد ورود به جنگهای داخلی لبنان را نداشتند اما با این همه، هرگز از آسیبهای این جنگ خانمانسوز مصون نماند. ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در بیروت در سال 1982 یکی از مصادیق این آسیبهاست. در چهاردهم تیرماه 1361 در حالی که چهار دپیلمات ایرانی به نامهای محسن موسوی کاردار ایران در لبنان، احمد متوسلیان وابسته نظامی ایران در لبنان، کاظم اخوان عکاس و خبرنگار ایرنا در بیروت و تقی رستگار کارمند سفارت ایران در بیروت، عازم محل ماموریت خود بودند، در محل ایست بازرسی «البرباره» در منطقه شرقی بیروت، توسط نیروهای «القوات اللبنانیه» (نیروهای لبنانی) دستگیر و ربوده میشوند. از آن تاریخ، بیست و چهار سال میگذرد و تاکنون اخبار ضد و نقیضی پیرامون سرنوشت آنها منتشر شده است که یکی از آنها خبر به شهادت رسیدن آنهاست که چندی پیش، «سمیر جعجع» رئیس فعلی «حزب هیأت اجرایی جریان نیروهای لبنانی» آن را اعلام کرده است که در زمان دستگیری چهار دیپلمات ایرانی، یکی از اعضای نیروهای لبنانی به شمار میرفت. سمیر جعجع، از یک خانواده متوسط لبنانی مسیحی، پیش از آغاز جنگ داخلی لبنان، در دانشگاه آمریکایی بیروت دانشجوی پزشکی بود. او به دلیل جنگ از این دانشگاه به دانشگاه یسوعیه در شرق بیروت انتقال مییابد اما با گسترش جنگ داخلی، درس را رها واز سال 1976 به طور کامل به فعالیتهای نظامی در بین نیروهای لبنانی میپردازد. القوات اللبنانیه (نیروهای لبنانی) شاخه نظامی حزب کتائب لبنان بود که در سال 1976 تاسیس میشود. «بشیر جمیل» از همین سال تا سال 1982 یعنی سالی که وی در انفجار مقر حزب کتائب کشته میشود، رهبری قوات لبنانیه را در دست داشت. پس از او خواهرزادهاش یعنی «فواد ابی ناظر» فرماندهی قوات لبنانیه را بر عهده میگیرد تا آنکه اتحاد سهگانه «سمیر جعجع»، «ایلی حبیقه» و «کریم بقرادونی» در سال 1985، «ابی ناظر» را سرنگون و «حبیقه» را جانشین وی میکند. اما فرماندهی ایلی حبیقه بر نیروهای لبنانی نیز فقط یک سال طول میکشد و او در قیامی به رهبری «سمیر جعجع» در سال 1986 سرنگون و از این سال تا زمان دستگیری در سال 1994 رهبری قوات لبنانیه را بر عهده میگیرد. پس از پایان جنگهای داخلی لبنان، برخی از پروندههای زمان جنگ رو میشود و «سمیر جعجع» از سوی دادگاه عالی لبنان در حادثه قتل «رشید کرامی» در سال 1988 و قتل «دانی شمعون» رییس حزب ملیگرایان آزاد در سال 1991 محکوم به حبس ابد میشود و از سال 1994 تا 2005 در زندان به سر میبرد تا آنکه در پرتو عفو سراسری در لبنان و بستن پروندههای جنجالی دوران جنگهای داخلی لبنان، از زندان آزاد و با تاسیس «حزب هیأت اجرایی جریان نیروهای لبنانی» به جرگه رهبران غیرنظامی و سیاسیون فعلی لبنان میپیوندد. همسر او «ست ریدا جعجع» عضو پارلمان لبنان است و حزب وی اکنون پنج نماینده در پارلمان دارد. وزارت جهانگردی لبنان به «جو سرکیس» از حزب وی، سپرده شده است. «سمیر جعجع» برای این گفتوگو، در ابتدا تمایل چندانی نداشت چرا که معتقد بود، حرفهایش را به مطبوعات و مراکز رسمی لبنان زده است و حرف جدیدی ندارد. با این همه، در نهایت برای گفتوگو موافقت نمود گو اینکه وی، از این که موضوع، بنا به نظر وی، رسمی و قانونی آغاز نمیشود تا رسما و قانونی همه چیز روشن شود، گله و شکایت داشت. در هر حال آنچه در پی میآید گفتوگوی اختصاصی با وی میباشد که در بیست و پنجمین سالگرد ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در بیروت و به منظور روشن شدن سرنوشت آنان انجام شده است: همانطور که میدانید تاکنون قرائتهای مختلفی از جریان بازداشت و ربوده شدن چهار دیپلمات ایرانی در بیروت در سال 1982 صورت گرفته است. شما چگونه به این موضوع نگاه میکنید؟ ـ در گذشته نیز بارها درقالب اظهارنظرهای مطبوعاتی و مواضع رسمی، دیدگاه خود پیرامون دستگیری چهار دیپلمات ایرانی را بیان کرده بودم. این بار نیز آن را به صورت خلاصه و صریح بیان میکنم و امیدوارم آخرین آن باشد. در سال 1982 چهار دیپلمات ایرانی در مرکز ایست و بازرسی بربارای شمالی بیروت بازداشت و دستگیر شدند و بنا به اهمیت این چهار نفر، پس از دستگیری، به مقر تشکیلات اطلاعات و امنیت نیروهای لبنانی (القوات اللبنانیه) منتقل شدند. پس از این مرحله بر اساس اخبار کاملا موثق فهمیدم که آنها، در نتیجه یک حادثه معین که ماهیت آن را به طور دقیق نمیدانم، کشته شدهاند. در آن سالها رسم بر این بود که در مقابل چیزهایی مثل پول یا تبادل زندانیان، بازداشتشدگان یا زندانیها آزاد میشدند. چرا در مورد این چهار دیپلمات چنین اتفاقی نیفتاد؟ ـ بر اساس آگاهیهای من و با کمال تاسف شدید، بسیاری از ربودهشدگان و زندانیان در طول جنگ داخلی لبنان در زندانها کشته شدهاند. اما حالتهایی مثل آزادی در مقابل پول و یا تبادل زندانیان از موارد نادر و استثنایی بوده و قاعده کار در آن زمان تلقی نمیشده است. این موضوع چگونه با القوات اللبنانیه (نیروهای لبنانی) ارتباط پیدا میکند؟ ـ مبنای اصلی ارتباط این موضوع با نیروهای لبنانی (القوات اللبنانیه) این بوده است که چهار دیپلمات ایرانی در مرکز ایست بازرسی این نیروها دستگیر شدند و پس از آن به تشکلات اطلاعات و امنیت این نیروها در آن زمان انتقال یافتند. شما تأکید دارید که این چهار دیپلمات کشته شدهاند اما من معتقدم که برای این نظر باید دلایل کافی ارائه کرد به خصوص آنکه دیدگاههای دیگری هست که نظر شما را رد میکند. ـ حق با شماست اما باید دلایل را در نزد دولت لبنان جستجو کرد و نه پیش من به خصوص آنکه من در آن زمان مسئولیتی در برابر حادثه به دلیل جایگاهم در آن موقع نداشتم. اما از نظر ایران، این چهار دیپلمات پس از دستگیری در همان سالها به نیروهای اسرائیلی تحویل داده شدهاند و هنوز هم زندهاند. نظر شما در این باره چیست؟ - پس از آنکه من رهبری نیروهای لبنانی را به دست گرفتم هرگز به دلیل و یا نشانهای که بیانگر این امر باشد دست نیافتم و چیزی که موید این امر باشد را هرگز لمس ننمودم. ایلی حبیقه پیش از کشته شدنش در دیداری با خانواده چهار دیپلمات ایرانی در سال 2000 اعلام کرده بود که این چهار تن در سال 1986 زنده و در زندان در بازداشت بسر میبردهاند. نظرتان در این باره چیست و ارتباط ایلی حبیقه با موضوع چه بوده است؟ - ایلی حبیقه اکنون در زمره اموات است اما من مجبورم وقایع را آنچنان که خودم به آنها واقف هستم، بیان کنم. چهار دیپلمات ایرانی در زندانهای تشکیلات اطلاعات و امنیت نیروهای لبنانی در سال 1982 در زمانی که ایلی حبیقه ریاست تشکیلات امنیتی را بر عهده داشت، کشته شدند. به اعتقاد من اظهارات «ایلی حبیقه» به منظور رفع مسئولیت از خودش در این حادثه بوده است. اگر این چهار نفر واقعا در زندان و زنده بودند، پس از قیام علیه ایلی حبیقه و برکناری وی در سال 1986 ما آنها را پیدا میکردیم. با همه این احوال پس از قیام علیه او و برکناریاش، ما همه زندانیان را که در زندان بودند، کسانی که در زندانهای ایلی حبیقه قرار داشتند را جمع کردیم که تعداد آنها هفده نفر بود و همه آنها را دقیقا به دارالافتای بیروت تحویل دادیم. تمامی این وقایع موثق در روزنامههای لبنانی به ثبت رسیده است که دیپلماتهای ایرانی جزو آنها نبودند. آیا قبول دارید که این حق ایران است که موضوع را همچنان در لبنان پیگیری کند. ـ به طور حتم، اما به شرط آنکه از طریق کانالهای رسمی قانونی آن را پیگیری کند و بخواهد تحقیق را تا آخر پیگیری و سپس نتایج آن را نیز اعلام کند. اکنون اوضاع در لبنان آزاد شده است و من آرزو میکنم که به شکل رسمی و آشکار از حکومت لبنان خواستار تحقیق در این امر شود تا آنکه تحقیق با شفافیت کامل تا آخر صورت گیرد. اکنون شما در مجموعه رهبران سیاسی لبنان هستید. آیا خودتان پیشنهادی مشخص برای روشن شدن این پرونده دارید؟ ـ پیشنهاد من این است که دولت لبنان به تحقیق کامل و جامعی درباره این پرونده اقدام کند و سپس نتایج آن را به صورت شفاف و علنی اعلام کند. در صورتی که ایران به شما پیشنهاد روشن شدن این پرونده را به شکل رسمی بدهد آیا شما حاضرید برای روشن شدن پرونده با ایران همکاری کنید. - به طور حتم من حاضرم اما به شرط آنکه این اقدام از طریق ادارات رسمی مخصوص این کار باشد. تاکنون چه افراد یا موسسات لبنانی با شما درباره سرنوشت چهار دیپلمات ایرانی گفتوگو کردهاند؟ ـ اداره اطلاعات و امنیت ارتش لبنان در سال 1994 هنگامی که در زندان بودم با من صحبت کردند که تمامی اظهاراتم را به صورت خطی و نوشته به آنها دادم. در سال جاری نیز نبیه بری رئیس پارلمان لبنان با من در این خصوص گفتگو داشته است. بار دیگر از فرصتی که برای گفتوگو به من دادید، متشکرم. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 16:22 توسط حمید داودآبادی
|
|
||
|
|
|
|
|
حماقت مجدد اسرائیل در حمله به لبنان خرداد 1361 (ژوئن 1982 م) رژیم اشغالگر قدس، به بهانه سرکوب حملات فلسطینیها به شمال فلسطین اشغالی، ارتش تا دندان مسلح خود را از مرز لبنان گذراند و سرمستانه تا بیروت پایتخت لبنان پیش رفت. آن روز سردمداران صهیونیسم جهانی متوجه نشدند که چه خدمت بزرگی به نهضت جهانی اسلام کردند! اگرچه در ظاهر رژیم صهیونیستی توانست با سازشکارانی چون عرفات، کنار بیاید و رزمندگان فلسطینی را از لبنان بیرون کند، ولی جنایت، فساد و وحشیگری سربازان صهیونیست، باعث شد تا مقاومت دیگری با شکل و انگیزهای محکمتر در مقابل این رژیم متجاوز شکل بگیرد. تشکیل مقاومت اسلامی شیعیان و حزبالله لبنان، ثمره مستقیم اشغالگری صهیونیستها بود که غیرت دینی شیعیان آن سامان را تحریک کرد تا در برابر متجاوزین دست به مقاومتی دلیرانه بزنند و آن شد که سالهای بعد، ارتش به ظاهر شکست ناپذیر رژیم صهیونیستی، با ذلت و خفت از لبنان گریخت و به پشت مرز فلسطین پناه برد. در ماههای اخیر، لبنان شاهد صحنههای بسیار ناخوشایندی بود. از اولین ساعات پس از ترور «رفیق حریری» نخست وزیر سابق لبنان، انگشت اتهامات به طرف سوریه نشانه رفت و این درحالی بود که بیشترین سود را از ترور حریری، اسرائیل برد که خروج نیروهای سوریه از لبنان شدت گرفت و خیال سردمداران رژیم صهیونیستی از حضور سربازان سوری در مرز با فلسطین راحت شد. خباثت و سرسپردگی برخی احزاب لبنانی از جمله فالانژیستها به رهبری «سمیر جعجع» و سوسیالیستهای پیشرو به رهبری «ولید جنبلاط»، بدان حد رسید که در مذاکرات و گفتوگوهای به ظاهر آشتی، برای این که خواست مستقیم آمریکا و اسرائیل را در لبنان پیاده کنند، خواستار خلع سلاح مقاومت اسلامی و عقب نشینی نیروهای آن از خطوط تماس با رژیم صهیونیستی شدند. مزدورانی که همواره خیانت در حق ملت لبنان و خدمت به اسرائیل را در پرونده مملو از جنایت خود دارند، تا آنجا در وطن فروشی پیش رفتند که برای خلع سلاح حزبالله، حاضر شدند بخشی از خاک لبنان یعنی کشتزارهای «شبعا» را متعلق به سوریه بدانند تا هرگونه بهانه مقاومت را برای در اشغال بودن آن منطقه رد کنند. باوجود سفرهای وقت و بیوقت سیاستمداران غربی و دخالت مستقیم دیپلماتهای آمریکایی در حوادث و اتفاقات لبنان که تماما به تضعیف حزبالله و تقویت فالانژیستها منجر شده بود، از آنجا که خدا بخواهد، دشمن احمقی چون اسرائیل که یک بار مزه تحریک شیعیان لبنان را در ایجاد حزبالله برای مقابله با تجاوز چشیده بود، دست به حماقتی دیگر زد تا با حمله زمیني، هوایی و دریایی به خاک لبنان، پوچ بودن ادعاهای سرسپردگان آمریکا در لبنان مبنی بر برقراری امنیت و عدم نیاز به مقاومت مسلحانه، را به اثبات برساند. امروز اگرچه حمله اسرائیل در برابر چشمان کور و بسته سازمانهای بینالمللی انجام میشود، ولی این ثمره را درپی خواهد داشت تا مقاومت اسلامی لبنان بار دیگر و قدرتمندتر از گذشته، به سازماندهی در برابر متجاوزین بپردازد و مدعیانی را که بدون شک این روزها یا به آغوش غرب پناه میبرند و یا همچون خرداد 1361 به خیانت به مردم و مزدوری برای اسرائیل میپردازند، رو سیاه کند. با تمام ادعاهایی که همواره اسرائیل را حکومتی زیرک و سیاستمدار معرفی میکردهاند، این رژیم در چنین وقايعي دست به حماقتهای عظیمی زده است که حمله اسرائیل به لبنان باعث خواهد شد اگر جهانیان سرشان گرم بازیهای جام جهانی بود و به آن چه در فلسطین میگذشت توجهی نداشتند، امروز با دقت بیشتری به مسائل لبنان توجه کنند و حزبالله نیز با بهرهگیری از تجربیات سالهای مقاومت و با استفاده از سلاح عملیات شهادت طلبانه و با بکارگیری تاکتیکهای جنگی پیشرفته، خواهد توانست برای یک بار دیگر مزه تلخ و زهرآگین شكست را بر کام نحس صهیونیستها بچشاند و ثابت کند آنچه را که امام راحل میفرمود: «اسلام سنگرهای کلیدی جهان را فتح خواهد کرد.» |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم تیر 1385ساعت 10:28 توسط حمید داودآبادی
|
|
||
|
|
|
|
|
نام حسين موسوی سرانجام رسانهای شد اين اولين بار است که يک رسانه به اسم موسوی اشاره کرده است. چرا که او در مدت مسئوليت خود با مخفیکاری از ارائه هرگونه تصويری از خود خودداری میکرده است. البته در اين خبر مدت مسئوليت موسوی ۱۸ سال ذکر شده که معلوم نيست اشتباه از خبرنگار بوده يا فرد مصاحبه شونده. البته حق هم دارند. آنقدر او سکرتبازی درآورده و پرونده را امنيتی جلوه داده که مدت مسئوليتش هم به روشنی معلوم نيست. اين خبرنگار مطالب فوق را در مصاخبه با فردی به نام اسکندری دبير اين همايش درآورده است. مراسمی که به هم ريخت! هرکس که به نوعی با پرونده 4دیپلمات در ارتباط بود و در مراسم 14تیر امسال شرکت نکرد، واقعاً از دستش رفت. واقعاً مراسم توپی بود. حسین خان موسوی که قول داده بود در مراسم شرکت کند، همانطور که همه حدس می زدند شرکت نکرد و البته شانس آورد که شرکت نکرد. موسوی قرار بود در این مراسم در خصوص 16سال فعالیت خود و آن چه که در قبال برادر خود و 3 دیپلمات دیگر انجام داده و در مورد 15میلیارد! تومانی که خرج کرده، توضیحاتی بدهد. فقط گوشه ای از مراسم را بخواهم بگویم، در حال خروج حاضران در پایان مراسم، حمید داوودآبادی و سردار جعفر جهروتی از پیگیران این پرونده و همرزمان احمد متوسلیان که در سخنرانی های خود تاکید کرده بودند باید مشخص شود این مقدار پول که به گفته سید محمد خاتمی رییس جمهور وقت (در دیدارش با خانواده ها) صرف این پرونده شده، این پول چگونه صرف شده و در پایان مراسم خطاب به رائد پسر محسن موسوی که حسابی در سخنرانی خود قاطی کرده بود، پرسیدند: عمو این پول را چه کرده است. همه دور این افراد حلقه زده بودند و دوست داشتند بفهمند بالاخره بفهمند شخصیت مرموز و پنهان این پرونده واقعاً این همه پول را چه کرده است اما نشده که بشود و رائد قصر در رفت.در هرصورت این مراسم واقعاً مفید بود. من الان وقت ندارم و برای همین این متن را تند نوشتم. اما حتماً به جزییات واقعاً مهم و جالب این همایش اشاره می کنم سه موسوی کجا بودند؟؟؟ سوالی که برای خیلی از ما مطرح بود این بود که این آقایان موسوی های سه گانه چرا در مراسم سالگرد ربایش چهار دیپلمات حضور نیافته بودند؟ در نوشته سعی خواهد شد به بررسی علل و عوامل غیبت این افراد پرداخته شود. موسوی از نوع احمد: معاون پارلمانی رئیس جمهور رئیس کمیته پیگیری سرنوشت 4دیپلمات در دولت در پیگیری این پرونده جدی است اعتقادی به کار رسانه ای ندارد و شاید به همین خاطر در مراسم سالگرد حاضر نشده است می گویند مشغله زیادی دارد و شاید به همین خاطر در این جلسه شرکت نکرده است در هرصورت نبود او و نبود معاون او در مراسم تاثیر جالبی بر افکار عمومی ندارد. مسئولان قبلی هرکاری هم که می کردند حداقل در مراسم سالگرد شرکت می کردند موسوی از نوع حسین: قول داده بود شرکت کند تا در مورد 16سال فعالیت خود در پيگيری اين پرونده توضیح بدهد. اما نکرد و شانس هم آورد. البته این جلسه واقعاً به ضررش بود. بعد از 24سال سخنرانان رک و راست آمدند و پرسیدند این همه پول کجا خرج شده است. احتمالاً از ترس همین قضیه به مراسم نیامد تا اصطکاکی ایجاد نشود. البته فرقی نکرد و این مراسم به یک محل پرسش تبدیل شده بود که بالاخره این برادر دلسوز! این 15میلیارد تومان(به گفته محمد خاتمی رئیس جمهور وقت، کمال خرازی وزیرخارجه وقت و علی ربیعی مسئول پرونده وقت) چه طور خرج کرده و چرا هیچ گزارشی در خصوص این مسئله به هیچ کس ارائه نکرده است. رائد موسوی برادرزاده حسین و داماد او که در یک سخنرانی از پیش تعیین نشده درصدد دفاع از عموجان برآمد، آن قدر خراب کرد که اگر کسی از حضار نمی دانست منظور سخنرانان عموی او بوده است، همه در پایان مراسم فهمیدند. که آقای حسین موسوی چیزهایی برای پنهان کردن دارد. اصولاً نمی توانست شرکت کند. چون یک چند وقتی است از او هیچ خبری نیست. چون او هم یکی از 4دیپلمات است. معلوم نیست شهید شده یا در زندان های رژیم صهیونیستی به سر می برد و با این حوادثی که در پیگیری این پرونده آن هم در 15 سال ابتدایی این ماجرا پیش آمده مشخص نیست که آیا این پرونده به سرانجامی برسد یا خیر؛ مشروح آنچه که باعث تشنج در مراسم ۴دیپلمات شد. اينكه در جلسه بيست و چهارمين سالگرد 4ديپلمات چه گذشت، بايد بگويم حميد داوودآبادي نويسنده كتاب كمين جولاي 82 و سردار جعفر جهروتي همرزم حاج احمد كه از آنها براي سخنراني در اين مراسم دعوت شده بود، آمدند و نكات جالبي گفتند. داودآبادي گفت آن 4نفر ايراني كه (احمدحبيبالله مسئول اسراي لبنان و فلسطين در زندانهاي اسرائيل) كه اعلام كرده 4ايراني در زندانهاي رژيم صهيونيستي هستند، اين 4نفر 4ديپلمات ربوده شده نيستند. يكي از آنها همان كسي است كه هواپيماي ايران را دزديد و به اسرائيل برد و سه نفر ديگر سه تن از منافقين هستند كه به جرم جاسوسي عليه اسرائيل در زندان به سر ميبرند. در ضمن داودآبادي در سخنراني خود گفت كه من به رائد گفتهام دعا كند اين افراد شهيد شده باشند چون شكنجه در زندان رژيم صهيونيستي آن هم بعد از اينهمه مدت چيز سادهاي نيست. شايد اين صحبتها رائد را به جوش آورد اما سردار جهروتي به صراحت دونكته گفت كه پسر ديپلمات ربوده شده را دگرگون كرد. اول اينكه چرا به نام حاج احمد و بقيه، هزينههاي هنگفتي شده و مسئولين حاضر نيستن بيايند توضيح بدهند كه ما اين پولها را چه كرديم. البته او گفت "مسئولين" و كسي از اين كليگويي متوجه فرد خاصي نميشد، اما خرابكاري رائد به همه فهماند كه منظور مسئول اسبق پرونده 4ديپلمات جناب حسين موسوي بوده است. نكته دومي كه جهروتي گفت اين بود كه چرا حتي به خانوادههاي آن ها هم گفته نشده چه اتفاقاتي در اين پرونده افتاده است؟ اين مسائل منجر به اين شد كه رائد موسوي پسر ديپلمات ربوده شده و برادرزاده و داماد حسين موسوي،در اقدامي عجولانه و بدون قرار قبلي روي سن رفت و خواست مثلاً به اين دو سوال جواب دهد. او در مورد شبهههاي موجود در هزينههاي مصرف شده حسابي از رهبري مايه گذاشت و گفت كه همه خرجها زيرنظر رئيسجمهور وقت بوده و او در جريان همه كارها بوده است. البته مداركي وجود دارد كه نشان ميدهد به درخواست خانوادهها و به دستور رهبري، اين پرونده از جناب حسين خان موسوي گرفته شده است و اين مدرك را در مطلب بعدي ارائه ميكنم. رائد همچنين گفت تا زماني كه پدر كاظم اخوان و پدر رستگار مقدم زنده بودند، ما با خانوادهها ارتباط داشتيم و آنها را در ريز جريانات قرار ميداديم (حتماً ميخواست بگويد اگر كسي شك دارد از خود آنها سوال كند) و سرانجام گفت كه من نميخواهم در حق كساني كه براي پيگيري اين پرونده از جان مايه گذاشتهاند! و چهره خوبي در جمهوري اسلامي دارند!!! جفا شود.(درحاليكه حزبالله لبنان سايه اين آقاي موسوي خوشاعتبار را بواسطه اقداماتش در لبنان با تير ميزند) در پايان مراسم و هنگام خروج حضار، رائد به جهروتي اعتراض كرد و جهروتي گفت كه منظورش كلي بوده و به خاطر جفا به 4ديپلمات و اينهمه جانباز و شهيد و ايثارگر و سوءاستفادههاي مالي به نام حاج احمد و بقيه و به كام ديگران به تنگ آمده و پيشاني رائد را بوسيد، اما قضيه فيصله پيدا نكرد و اين بار داودآبادي خطاب به رائد گفت كه آقاي موسوي الان در جمع حاضرين بهترن فرصت است كه جواب بدهيد اين 15ميليارد توماني كه به گفته علي ربيعي (مسئول كميته 4ديپلمات در دولت سابق) در زمان عموي جنابعالي از دولت گرفته شده صرف چه چيزهايي شده است. تظام اسلامي كه مجري مراسم بود جلو آمد و از داودآبادي خواست از اين بحث صرفنظر كند و بدينترتيب قضيه فيصله پيدا كرد. اما تا يك ساعت بعد، دانشجويان و جوانان پيگير اين پرونده در گفت وگو با يكديگر بيرون از سالن، قضيه را از هم ميپرسيدند و در مورد اينكه منظور سخنرانان و عكسالعمل رائد به خاطر چه كسي بوده، از مطلعين جويا ميشدند. www.adamrobaee.persianblog.com |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم تیر 1385ساعت 17:2 توسط حمید داودآبادی
|
|
||
|
|
|
|
|
تا راه اندازي كامل سايت چهار ديپلمات، فعلا مطالب ويژه اي در سايت ساجد قرار گرفته است كه مي تواند كمك خوبي براي شما باشد. فهرست مطالب ويژه نامه مجموعه مقالات ، مصاحبه ها و خاطرات آلبوم تصاوير از چهار ديپلمات، محل اسارت و گروگانگيران متن كامل كتاب كمين جولاي 82 ، روزشمار ربع قرن گروگانگيري چهارديپلمات ايراني " 1384 – 1361 " www.sajed.ir |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 11:59 توسط حمید داودآبادی
|
|
||
|
|
|
|
|
همزمان با بيست وپنجمين سالروز اسارت چهار ديپلمات ايراني "حاج احمد متوسليان"، "تقي رستگارمقدم، "كاظم اخوان" و "سيدمحسن موسوي" كه 14 تيرماه سال 1361 توسط مزدوران اسرائيل در لبنان ربوده شدند، سايت اينترنتي «4 ديپلمات » راهاندازي خواهد شد. سايت اينترنتي «4 ديپلمات » كه از سوي دبيرخانه دائمي ياد بينشانها و با حمايت بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس در آينده بسيار نزديك راهاندازي ميشود، به زبانهاي فارسي، عربي، عبري و انگليسي فعاليت خود را آغاز خواهد كرد. ارسال نامه الكترونيكي به بيش از هزار شخصيت سياسي، فرهنگي، حقوقي، هنري، ورزشي، علمي و سازمانها و نهادهاي بشردوستانه بينالمللي در سراسر دنيا جهت معرفي چهار ديپلمات، يكي از مهمترين اهداف سايت اينترنتي ميباشد. همچنين آخرين اخبار، مقالات، گزارش، فيلم، آلبوم عكس، گفتوگو، فروش آثار به صورت آنلاين، پاسخ به نامهها، ارتباط با شخصيتهاي پيگير ماجراي چهار ديپلمات و... از بخشهاي مختلف سايت ميباشد. انشاالله اين سايت در آينده نزديك با نشانيهاي اينترنتي زير در خدمت كاربران، رسانههاي گروهي و كليه علاقهمندان خواهد بود. www.4diplomats.com www.4diplomats.net www.4diplomats.org |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 11:58 توسط حمید داودآبادی
|
|
||
|
|
|
|
|
به دستور سردار باقرزاده رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس، جهت هرچه بهتر گراميداشت ياد و خاطره 4 ديپلمات اسير ايراني در لبنان، دبيرخانه دائمي يادبينشانها در اين بنياد تشكيل شد كه طي اولين نشست اين دبيرخانه در روز 22 خرداد 1385، حميد داودآبادي به عنوان دبير اين دبيرخانه معرفي شد و كار خود را آغاز كرد. متن كنفرانس خبري حميد داودآبادي به عنوان دبير دبيرخانه دائمي يادبينشانها، كه روز يكشنبه 11 تير ماه در محل سايت ساجد برگزار شد: بسم الله الرحمن الرحيم اللهم فك كل اسير روشني در قفس ماندني نيست امروز درحالي كه خود را براي گراميداشت ياد و خاطره قربانيان تروريسم دولتي و آدم ربايي و گروگانگيري رسمي صهيونيستها آماده ميكنيم، متاسفانه شاهد هستيم كه در عصر پيشرفت تكنولوژي كه انتقال و كسب اخبار و اطلاعات لحظهاي است، در برابر ديدگان مبهوت جهانيان، سردمداران صهيونيسم، رسما و به طور آشكار، دست به آدم ربايي، گروگانگيري و كشتار زنان و كودكان فلسطيني ميزنند. و اين بهت و تعجب جهانيان، نه از قتل عام و نسل كشي مسلمانان در فلسطين، افغانستان و عراق، كه از حذف داعيه داران و صاحب نامان فوتبال جهان از دستيابي به مراحل نهايي كسب عنوان قهرماني است! كه صهيونيستها در طول 60 سال تاريخ جنايت و نكبتشان، همواره در هنگامهاي كه هوش و حواس جهانيان مشغول اخبار و حوادثي انحرافي است، جنايات عظيم خود را آفريدهاند. امروز ديگر اخبار قتل، ترور و آدم ربايي در فلسطين، از فيلمهاي سينمايي تلويزيون تكراريتر شده است و ما را نيز وامي دارد تا براي آزرده نشدن خاطر مبارك خانواده، كانال تلويزيون را عوض كنيم، ولي با كانال غيرت چه ميتوان كرد؟ هنوز صحنه كشتار خانواده فلسطيني و ضجههاي آن دخترك فراموش نشده، كه همزمان با بازيهاي جام جهاني! فلسطينيها در خانه و كاشانه خويش، از كمترين امكانات زندگي آب، غذا، بهداشت و امداد پزشكي محروم ميشوند. امروز حمله بي امان صهيونيستها به بهانه يافتن تنها يك سرباز خود، ياد نيروهاي جنايتكار نازيسم را در خاطر زنده ميكند كه به انتقام تعدادي اندك از كشتههايشان، ملتي را به خاك و خون ميكشيدند و امروز صهيونيستها، نمايشگر مجسم تاريخ هيتلر هستند و انتقام شان را از مسلمانان ميگيرند. و اگر همين اندك سنگ اندازي و مقاومت نوجوانان و جوانان فلسطيني نبود، 60 سال تمام حمار جنگي صهيونيسم در باتلاقي كه آمريكا و انگليس براي مسلمانان تدارك ديده بودند، فرو نميرفت. خرداد سال 1361، آن هنگام كه ايران اسلامي، شادمان و سرمست از آزادي خرمشهر عزيز بود، صدام كه در سوگ از دست دادن " محمره " ساختگياش ميسوخت، در توطئهاي آمريكايي، و با همراهي صهيونيسم، زمينه را براي هجوم رژيم اشغالگر به لبنان مهيا كرد. آن روز كه ارتش وحشي شارون، خانه و كاشانه مسلمانان لبنان را زير شني پولادين تانكهاي خود له ميكرد و تا قلب بيروت پيش ميرفت، باوجودي كه همه كشورهاي عربي و حتي صدام، داعيه كمك به مسلمانان لبنان را داشتند، فقط جمعي غيرتمند از ايران اسلامي عازم آن سامان شدند. با وجود گذشت ربع قرن از اسارت چهار شهروند ايراني كه براي ياري رساندن به مردم مظلوم لبنان - اعم از مسلمان و مسيحي - كه مورد هجوم وحشيانة اسرائيل و جنايات بيشرمانه مزدورانش تحت عنوان فالانژيستهاي ماروني قرار گرفته بودند، به لبنان رفته و در اقدامي جنايتكارانه به اسارت شبه نظاميان فالانژ در آمدهاند، آنگونه كه بايد اين 4 تن حتي به مردم كشور ايران معرفي نشدهاند. اينكه اين چهار تن چگونه به اسارت درآمدند و سرنوشتشان بر شهادت يا اسارت، به كجا ختم شده است، موضوعي است كه طي 24 سال گذشته همه ساله در سالگرد آنها شاهد تحرك سطحي و مقطعي بودهايم كه فقط به صدور بيانيههاي محكوميت و مصاحبههاي دلخوش كننده بسنده شده است، آنچنانكه در طي اين سالهاي سخت و دردآور، برخي از بستگان اين چهار گروگان از جمله پدر و مادر "كاظم اخوان" و "تقي رستگار" به ديار باقي شتافتند و آرزوي ديدار فرزند خود را به دل خاك بردند. نسل جوان امروز بيشتر از آنكه اسمي از اين چهار شير در زنجير شنيده و يا با زندگي آنان آشنا شده باشد، با عناوين و اسامي نحس و نفرت انگيزي چون: سمير جعجع، ايلي حبيقه، كبرا، فالانژيستها و كتائب آشنا شده است كه اين از ضعف بزرگ ما در شناساندن چهرة ارزشمند و دلاورانة آن چهار غيور مرد ميباشد. اگر چه دير است، ولي بايد حركتي نو در اين زمينه آغاز كرد. بايد به جوان امروز فهماند و شناساند كه چهاردليرمرد در تير ماه 61 در پاسخ به فرياد كمكخواهي مظلومان و در لبيك به نداي ياري رساندن به مظلومين كه همواره مولاي متقيان اميرالمؤمنين(ع) بر آن توصيه ميكردند، با وجودي كه دشمني چون صدام و حزب بعث در خانه ما قدم نحس خود را گذاشته بودند، همة خطرات را به جان خريده و راهي سفري سخت و خطرناك در صدها كيلومتر آن سوتر از مرز ايران اسلامي و در همسايگي قدس عزيز شدند، و در يكي از روزهاي تلخ تيرماه 61 بود كه بر اثر توطئهاي صهيونيستي، به اسارت در آمدند و تا امروز خبري موثق از سرنوشت آنان منتشر نشده است. اينكه اين چهار نفر كه بودند؟ نقششان در پيروزي انقلاب اسلامي چه بود؟ حضورشان در جبهههاي نبرد با دشمن بعثي چه ثمراتي را در پي داشت؟ و چه شد كه راهي ديار خون و خطر لبنان در اشغال شدند؟ آن چيزي است كه امروز بايد به جواناني كه حتي در آن سالها متولد نشده بودند، پاسخ داد و اين از اهداف اصلي اين دبيرخانه ميباشد. به همين منظور، همزمان با چهاردهم تيرماه، آغاز بيست و پنجمين سالروز اسارت چهار ديپلمات ايراني در لبنان، "دبيرخانه دائمي ياد بينشانها" با عضويت معاونتهاي محترم تبليغات، ادبيات، هنري، سايت ساجد و گروه مشاورين جوان بنياد كه در اين زمينه ميتوانند منشاء كمكهاي بسياري باشند، و همچنين آقاي سلطاناحمدي از طرف خانواده گروگانها و آقاي خسروينژاد از همرزمان حاج احمد متوسليان، در بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس فعاليت خود را آغاز ميكند. هدف اصلي اين دبيرخانه، زنده نگهداشتن ياد و روش چهار دلاور اسلام با بهرهگيري از كليه راههاي فرهنگي و هنري ميباشد. باتوجه به اينكه درحال حاضر كميتهاي از سوي رئيس محترم جمهوري و همچنين كميتهاي ديگر از سوي نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي، مجدانه پيگير روشن شدن سرنوشت اين چهار يوسف گمگشته ملت ايران ميباشند، اين دبيرخانه براي جلوگيري از هرگونه تداخل كاري، حقيقتيابي، پيگيري سياسي و حقوقي موضوع، برخورد با اشخاص، سازمانها و نهادهاي دولتي و غير دولتي را در حيطه كاري خود قرار نداده است. و در يك كلام، هدف ما رديابي نيست، كه شناختن و شناساندن آن ستارگان آسمان گمنامي است. دبيرخانه دائمي ياد بينشانها، اهداف گسترده و مهمي را با نظر اختصاصي به چهار گروگان مظلوم مد نظر دارد كه از آن جملهاند: - راه اندازي سايت اينترنتي «4 ديپلمات » كه در شروع به زبانهاي فارسي، عربي و انگليسي فعاليت خود را آغاز خواهد كرد، از اهداف اصلي اين دبيرخانه ميباشد كه درحال حاضر توسط گروهي از جوانان سختكوش و مستعد نسل امروز، درحال انجام ميباشد و انشاالله در آينده نزديك با نشانيهاي اينترنتي زير در خدمت كاربران، رسانههاي گروهي و كليه علاقهمندان ميباشد. لازم به ذكر است كه اين سايت به زبانهاي مختلف انگليسي، عربي، عبري و... ، در دسترس كاربران قرار خواهد گرفت. ارسال نامه الكترونيكي به بيش از هزار شخصيت سياسي، فرهنگي، حقوقي، هنري، ورزشي، علمي و سازمانها و نهادهاي بشردوستانه بينالمللي در سراسر دنيا جهت معرفي چهار ديپلمات، يكي از مهمترين اهداف سايت اينترنتي ميباشد. همچنين آخرين اخبار، مقالات، گزارش، فيلم، آلبوم عكس، گفتوگو، فروش آثار به صورت آنلاين، پاسخ به نامهها، ارتباط با شخصيتهاي پيگير ماجراي چهار ديپلمات و... از بخشهاي مختلف سايت ميباشد. - ايجاد بانك و آرشيو كاملي از كليه آثار فرهنگي و هنري موجود مرتبط با موضوع. - تجليل از آثار توليد شده اعم از فيلم، كتاب، عكس، پوستر، لوح فشرده، گزارش، مقاله، مراسم و ... - حمايت مادي و معنوي از سازمانهاي غير دولتي و مردمي(NGO) كه در ارتباط با اين موضوع فعاليت دارند. - حمايت از كليه آثار در دست توليد اعم از فيلم، كتاب، مراسم و ... جهت پيشبرد امور. - تهيه آرشيو كامل از كليه آثار مربوط به موضوع جهت سرويس دهي محققين و پژوهشگران. - جمعآوري آثار صوتي و تصويري و اسناد اختصاصي مربوط به چهار گروگان كه در دست اشخاص ميباشد، از طريق فراخوان عمومي و حتي خريد آثار اختصاصي. - ارتباط با كليه نهادها، سازمانها، ارگانهاي دولتي و غيردولتي كه در زمينة پيگيري و يادبود چهار گروگان ايراني فعاليت دارند. - عمليات عظيم اينترنتي كه به ساخت وبلاگ توسط همة علاقهمندان به خصوص جوانها در اين زمينه اختصاص دارد. با توجه به اهميت موضوع، فعاليت اين دبيرخانه، در قيد و بند زمان محتوا و موضوع نميگنجد و به همين منظور طي نوبتهاي مختلف در سال جاري، فعاليتها و مراسم مختلف و متنوعي چهت گراميداشت ياد و خاطره چهار غيور مرد مظلوم ايراني برگزار خواهد شد كه انعكاس آن در سايت قابل مشاهده ميباشد. اين دبيرخانه از كليه كارگردانان، نويسندگان و هنرمنداني كه به فراخور فعاليت خود ميتوانند دربارة اين موضوع مهم بشري و انساني آثاري توليد كنند حمايت ميكند. كليه رسانههاي خبري اعم از خبرگزاريها و مطبوعات و سايتهاي اينترنتي ميتوانند با مراجعه به اين دبيرخانه، از ارتباط با سازمانها و اشخاص مورد نظر و همينطور آخرين اخبار بهرهمند شوند. اين دبيرخانه آمادگي خود را جهت پذيرش هرگونه پيشنهاد و راهكار از سوي دوستان و همكاران در رسانههاي گروهي و همچنين كليه علاقهمندان به سرنوشت چهار گروگان مظلوم اعلام ميدارد.
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:37 توسط حمید داودآبادی
|
|
||
|
|
|
|
|
بسم الله الرحمن الرحيم حکم مسئوليت برادر ارجمند بسيجی جناب آقای حميد داودآبادی با اهداء سلام نظر به سوابق، تعهد و تجارب عملی موفق جنابعالی در عرصههای گوناگون دفاع مقدس و تلاشهايی که تاکنون برای صيانت و گسترش فرهنگ جهاد، ايثار و شهادت داشتهايد، از تاريخ 20/2/1385، بعنوان: « مدير مسئول سايت جامع دفاع مقدس (ساجد)» تعيين و منصوب میشويد. اميد است با اتکال به خداوند بزرگ و مراعات تقوای الهی، امانتداری و نصبالعين قرار دادن وصايای امام راحل و رهنمودهای فرماندهی معظم کل قوا حضرت آيتالله خامنهای (مدظله العالی) و با عنايت به منشور بيست گانه ابلاغی و بهره گيری از قابليتهای نيروهای خلاق و متعهد جهت انجام ماموريتهای محوله موفق و مويد باشيد. (انشاءالله) رئيس بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس سرتيپ پاسدار ميرفيصل باقرزاده خدايا يك لحظه مرا به خودم وا مگذار دعا كنيد انشاالله بتوانم مردانه و غيرتمندانه اين بار سنگين را به مقصد برسانم. داودآبادي |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم تیر 1385ساعت 9:29 توسط حمید داودآبادی
|
|
||