تبليغاتX
خاطرات جبهه

کسانی که می خواهند

فیلم هتاکی و اهانت علی شاه حاتمی به کارگردان اخراجی ها را ببینند

 با کلیک بر روی نشانی زیر آن را دانلود کنند.

http://video.google.com/videoplay?docid=8147466107153066067

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 15:23  توسط حمید داودآبادی  | 


بعد از تکثیر شبانه سی دی فیلم اخراجی ها درتیراژ چند صدهزاری در 24 ساعت و توزیع رایگان آن توسط گروهی مدعی هنرمندی و حتی ارزشی بودن که همه امکانات و رانت ها را در اختیار دارند ولی همچنان در کارهایشان می لنگند و ناکام می مانند، برای مقابله با فروش بالای فیلم اخراجی ها، مرحله دوم و سوم پاتک حسودان به فیلم اخراجی ها آغاز شد.
درست چند روز بعد از این که "حکیم سوری" (فرمانده گردان سلمان در سال 1367)، "مسعود ده نمکی" (فرمانده گروهان آن زمان که شهید "مجید خدمت" و دوستانش در آن حضور داشتند، و کارگردان امروزی فیلم سینمایی اخراجی ها) همراه با کامبیز دیرباز، سیدجواد هاشمی، نگار فروزنده، فخرالدین صدیق شریف، قاسم زارع بازیگران فیلم و "حبیب الله کاسه ساز" تهیه کننده و دیگر عوامل فیلم اخراجی ها، در خانه شهید مجید خدمت حضور یافتند و با پدر، برادران، و خواهر آن شهید عزیز دیدار کردند که خانواده نیز با ابراز تشکر بسیار، خوشحالی خود را از این که چنین فیلمی درباره مجید ساخته شده است ابراز داشتند، سناریوی تخریب فیلم اخراجی ها کلید خورد.

                Image
آن روز در خانه مجید، دوستان قدیمی و همرزمان مجید حضور داشتند که ده نمکی یکی یکی کاراکترها و بازیگرانی را که نقش آنها را بازی کرده بودند به همدیگر معرفی کرد. خواهر مجید هم با خانم نگار فروزنده که در فیلم نقش خواهر مجید را بازی می کرد به روبوسی، گریه و تشکر پرداخت.
همرزمان مجید هم با ذکر خاطراتی از رزم و شهادت مجید، یاد او و دیگر شهدا را گرامی داشتند و جلسه با اهدا چند سکه بهار آزادی از سوی ده نمکی به خانواده شهید و عکس های یادگاری به پایان رسید.
چند روز بعد از این دیدار کاملا صمیمی و دوستانه، آقای "سیدمحمد جوزی" مسئول خانه شهید بهشت زهرا و کارمند قدیمی بنیاد شهید، به خانه شهید خدمت رفت و پس از تلاش های بسیار، آنها را به محل خانه شهید کشاند و فیلمی درست کرد که در سرتاسر آن، خود جوزی به خواهر و برادر شهید می گوید که چه چیزی را جلوی دوربین بگویند. آن قدر این کار عجولانه بود که صدای جوزی از فیلم حذف نشده است. در مراسم سالگرد امام و چند جای دیگر هم گونی گونی این سی دی رایگان توزیع شد.
روز دوشنبه 21 خرداد ماه قرار بود جلسه نقد فیلم اخراجی ها در تالار اندیشه!!! (که اتفاقا به گود لاط بازی و عربده کشی به اصطلاح هنرمندان حوزه هنری بیشتر می آید) با حضور طنازان و طنز پردازان حوزه هنری برگزار شود.

          نشست فيلم اخراجي ها
آنانی که تا دیروز نان و نوایشان را همین ده نمکی می داد و ملتمسانه در نشریه اش مقاله می زدند و حتی در حمله به دفاتر نشریات روشنفکری مثل "کیان" نقش اصلی را داشتند، سعی داشتند تا با ریش پروفسوری چهره روشنفکر به خود بگیرند و در حضور استاد اعظم، آقای بنیانیان (فکر نکنم ایشان با آن کسانی که با قمه و قداره به خوابگاه دانشجویان حمله می کردند نسبت فامیلی نزدیک داشته باشد!!!) به خوشمزگی پرداختند و بی رحمانه بر شخص مسعود ده نمکی و نه فقط فیلم او، تا آنجا که جا داشت تاختند. میکروفون همواره در دست مخالفین بود و موافقین که سعی می کردند حرف بزنند، آدم های عصبی که رگ گردنشان بیرون زده خطاب می شدند.
و سرانجام ...
استاد "علی معلم دامغانی" نکات ارزشمندی درباره نقد منصفانه فیلم ذکر کرد و دقایقی بعد، "علی شاه حاتمی" که به محض خروج بنیانیان وارد سالن شد، سراسیمه و درحالی که چهره اش نشان می داد از حال طبیعی برخوردار نیست، میکروفون را گرفت و او که در سریال های آبکی و ضد جنگ خوش رکاب و خوش غیرت تا آن جا که جا داشت شهدا و دفاع مقدس را به تمسخر و استهزاء گرفته است، در حضور جمع فریاد زد:
- ده نمکی ... چه آن موقع که فاشیست و کثافت بودی ازت حالم به هم می خورد و چه الان که فیلم می سازی حالم ازت به هم می خورد ... گند زدی با این فیلم ساختن ...
با ادای این کلمات توهین آمیز از دهان شاه حاتمی، استاد علی معلم که در کنار او نشسته بود ناراحت شد و بلافاصله سالن را ترک کرد. جمعیت حاضر هم یک صدا خواستار اخراج شاه حاتمی از سالن شدند.
و سرانجام با برخورد شدید شریفی نیا (و نه مجریان که برای آقای شاه حاتمی نوشابه باز کرده بودند و از این که لطف نموده و در این مجلس حضور پیدا کرده اند تشکر جانانه نمودند)، مبنی بر این که تو به عنوان یک هنرمند و حتی به عنوان یک انسان حق اهانت نداری و تا عذرخواهی نکنی حق حرف زدن نداری، برای این که با محبت بسیار مجریان جلسه، که از ارادتمندان و دوستان دیرینش بودند، برود بالا و حرفش را بزند، عذر خواهی کرد و از حقی که هیچیک از مدافعین فیلم از آن برخوردار نبودند بهره مند شد و به بالای سن رفت و گفت:
این فیلم تحریف جنگ بود ... در این فیلم رزمنده ها احمق نشان داده شدند و ...
بقیه اش را در روزهای آتی شاهد خواهید بود که چگونه وازده ها که بغض و حسد از این که فیلم اخراجی ها این گونه چون سیل سازندگان فیلم های جعلی و بدلی به اسم دفاع مقدس را کنار زد و واقعیات جنگ را به مردم نشان داد، کورشان کرده، چگونه دست حملات غیراخلاقی و نامردانه خواهند زد.
این هم لینک اخبار و گزارش های دیدار اخراجی ها با خانواده شهید مجید خدمت
سایت تهرونی
http://www.tehroony.com/Detail.aspx?cid=4813&catid=31
خبرگزاری فارس
http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8602280218
سایت عدالتخانه
http://www.adlroom.com/modules.php?name=News&file=article&sid=4441
انصار نیوز
http://www.ansarnews.com/?usr=news/detail&nid=1075
قاصدک نیوز
http://www.qasedaknews.com/shownews.aspx?nid=49

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386ساعت 15:4  توسط حمید داودآبادی  | 

نمی دونم چرا نمیشه از این موجود خارق العاده! حرف نزند.
هر چی می خوام هیچی نگم، باز نمیشه.
همین که پایش از زیارت دیار فرنگ بر خاک مقدس نشست، زدند توی پر شکسته اش.
برخی که روزگاری مدعی دوستی هستند و اگر فقط ذره ای مخالفت با امیال و سلیقه شان در کارت ببینند، خونت را حلال می کنند، راه افتاده اند در کوی و برزن، سراغ خانوداده شهید مجید خدمت و این و آن، کی چی؟
"فیلم اخراجی ها دروغ است و ارزش های شهدا را پایمال کرده ..."
فقط این سوال را از این شهید پروران! دارم و امید وارم مردانه و بی غل و غش جواب دهند:
مهدی خندان که بود و چگونه به شهادت رسید و در آخرین لحظات چه گفت؟
رضا دستواره که بود و چگونه به آن مقام والای عرفانی و الهی رسید؟
علی اصغر وصالی هم.
شاهرخ ضرغام.
میرحمید افضلی.
و ...
اصلا بروید با "حاج محمد کوثری" فرمانده لشکر 27 حضرت رسول(ص) در دوران جنگ و "حاج حسین همدانی" فرمانده لشکر 27 حضرت رسول(ص) در دوران بعد از جنگ و سردار "محسن رضایی" سردار "علی شمخانی" و سردار "میرفیصل باقرزاده" رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس و ... مصاحبه کنید و ببینید آنها چه می گویند.
بگذریم.
متن نوشته دل سوخته و شکسته مسعود را می گذارم و بعد هم جواب خودم را به مسعود.
فقط همین.
راستی اگر می خواهید شهدای ذکر شده را بشناسید سراغ بنیاد شهید نروید چون حتما مدعی خواهد شد که:
همه شهدا از شکم مادرشان با ریش و تسبح به دنیا آمدند و همچون ما (مسئولین عراقی الاصل فلان مرکز فرهنگی که داعیه دار ارزش های شهدا) پاک و معصوم بودند.

به نام حضرت دوست
عاقل باش مسعود!
غرورت را کنار بگذار، دست از یکدندگی و لجبازی بردار، نفست را زیر پا بگذار و ...
همچون آن عالم وارسته، جعبه ای شیرینی بگیر و نزد آنان که این گونه نافهمیده و ناسنجیده، و تنها به تحریک این و آن بر حقیقت می تازند، برو و ضمن تبریک به اینان که پس از بارها اهانت به ساحت مقدس پیامبر اسلام(ص) اهلبیت و شهدا و رهبر عزیز نه در دانمارک و انگلیس، که در همین مملکت امام زمانی خودمان، سرانجام رگ غیرتشان با "اخراجی ها" تکان خورد و وارد میدان دفاع از ارزشها! شدند، بسیار تشکر کن.
تشکر کن و ممنون باش که حتی مجید سوزوکی را هم تحریک کردند تا به خوابت بیاید!
تشکر کن که فکر نکنم کسی بتواند به این سرعت و شدت، معاصی دیگران را پاک کند و خویش بر دوش کشد.
ای کاش برای من هم چنین آشی می پختند بلکه خیالم راحت باشد که یوم القیامت، عنان معاصی ام بر گردن دیگری است!
برو و خدا را شکر کن این دوستان جاهل، از فیلمت خوششان نیامد وگرنه ...
راستی برای "حجت شرعی"، آنان را به من حواله دادی، مگر می خواهی کاری کنی که بر روی ولی و مولا هم شمشیر بکشند؟!
پس: هیس س س س ...
زبان در کام بگیر و بیش از این اینان را تحریک بر قلب حقیقت نکن!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 12:22  توسط حمید داودآبادی  | 

یه روز صدای زنگ موبایلم دراومد. وقتی برداشتم متوجه شدم یک sms از شماره ای ناشناس دارم. باز که کردم فقط خوندم:

زاییدش
تاتی تاتی راه بردش
بزرگش کرد
از وقتی اسماعیل به جبهه رفته، برنگشته
تو اونو ندیدی؟!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم خرداد 1386ساعت 14:44  توسط حمید داودآبادی  |